Skeptic Hedgehog · Transcript · · Updated
وظیفهگرایی برای مساله هماهنگی – Transcript
Video by Skeptic Hedgehog · Watch the original on YouTube
Summary
AI-generated from the transcript. Verify details against the source video.
- مسئله بازی پست الکترونیکی توسط آریر روگینشتین مطرح شد و به عنوان نمونهای از مسائل هماهنگی شناخته میشود.
- کانال ارتباطی بین خلبانان در این مسئله دارای نویز و عدم قطعیت است و تلاش برای گرفتن تاییدیه میتواند به لغو عملیات بینجامد.
- نگاه وظیفهگرایانه یا راسخ بودن اقلیت میتواند به عنوان راهحلی برای عبور از بنبست هماهنگی عمل کند.

Use this video with Pro
Reading, copying and transcript downloads are free. Create saved AI results for this video with a signed-in Pro account ($9/month).
Transcript
Search ignores accents. All transcript text stays visible.
الکترونیک میل گیم یا بازی پست الکترونیکی مسئلهای هست که اولین بار آریر روگینشتین اقتصاددان اسرائیلی مطرح کرد و با این مسئله و یه چیزایی شبیه این اصلاً برنده نوبل شد. این مسئله یه نمونه از مجموعه مسائل بزرگتریه که بهشون میگن مسائل کوردینیشن پرابلمز یا مسائل هماهنگی که تو اینا معمولاً دو یا چند تا ایجنت میخوان با همدیگه کوردینیتد بشن یعنی میخوان با همدیگه هماهنگ کنن که سر یک زمان مشخصی همشون یه جایی باشن مثال معروف این مسئله د تا هواپیمای جنگیه مثلاً A و بی خلبان A و بی که میخوان برن یه جایی رو بمبارون
کنن ولی مشکلشون اینجاست که اگه یکی از هواپیماها به تنهایی سر هدف حاضر بشه مورد اصابت قرار میگیره و خلبانه کشته میشه و عملیات فقط وقتی موفقیت آمیز انجام میشه که A و بی با همدیگه برسن سر هدف و به عنوان ماارون انجام بدن به نظرم مثل مشکل نیست میتونن با همدیگه یه مسئله کوردینیشنو حل کنن با کمک بی سیم A میتونه پشت بی سیم به بی بگه که حمله و این پیامرو به سمت بی شوت کنه ولی ویژگی مهم مسئلهای روشتن اینه که کانال ارتباطی بین د تا ایجنت د تا خلبان اینجا نویزه یعنی عدم قطعیت وجود داره یعنی پیامهای A
به بی و برعکس مثلاً با شانس ۹۰ منتقل میشه تو این حالت A میگه که حمله و اینو به سمت بی میفرسته ولی نگرانه مطمئن نیست که این پیام به بی برسه اگه پیام به بی نرسه عملیاتو باید تنها انجام بده بکآپ نداره و کشته میشه برا خاطر همین نگرانه منطقی به نظر میرسه که از بی یه تأییدی بخواد پیام منو دریافت کردی حالا فرض کنید که پیام به بی رسیده و بی میخواد بگه که آره برو دارمت و این پیام میخواد به سمت A برگردونه حالا همه نگرانی مال بیه که این پیام برو دارمت به A میرسه یا نمیرسه اگه نرسه حالا نگران که بی بدون
بکآپ حمله رو انجام بده روبینشن میگفتش اگه بخوایم وارد فاز تایید گرفتن بشیم هیچوقت قطعیت اتفاق نمیفته و همیشه عدم قطعیت برقراره تازه یه پارادکسی هم وجود داره هر بار که این پیامها رد و بدل داره میشه چون داره در یک ضریب ۹دهم ضرب میشه هر موقع تعدادش بیشتر باشه یعنی شانس اینکه اصلاً عملیاتی انجام بشه میاد پایینتر شما فرض کنید که بینهایت پیام رد بدل بشه ۹ ب توان بی میشه صفر اصلاً عملیات کلاً میره رو هوا و اصلاً کلاً کنسل میشه کل بستری که داره مسئله توش طرح میشه بستر یوتیلیتریانیزم یا نگاه
نتیجهگرایانهست چون این از خلبانا میخوان زنده باشن نگران مردن خودشونن حالا فرض کنید که یکی از این خلبانا نگاهش مثلاً وظیفهگرایانه باشه بگه که من حمله رو انجام میدم چون این وظیفهمه مستقل از اینکه تو بیای یا نیای من کار خودمو انجام میدم اصلاً کاری ندارم که این گاه عقلانیه درسته یا غلطه ولی به نظر میرسه این یه راهحلی برای مسئله کوردینیشنه چون اونوقت اون یکی خلبان میگه که خب اینکه داره میره حتماً پایار هست بنابراین من همراهش هستم مطمئنه که دیگه بکآپی وجود داره چون حتماً اون یکی پایکار وجود داره یعنی به نظر میرسه وظیفهگرایانه میتونه ری راهحل
خروجی باشه از داستان کوردینیشن پرابلم وقتی داشتم به این فکر میکردم یاد اون مسئله معروف کانسپت معروف نسیم نیکولا سالب افتادم به اسم اقلیت متعسب یا اینترنت مایناریتی میگفتش که اگه یه اقلیتی باشن که خیلی راسخ بخوان این هدفی رو دنبال کنن به نظر میرسه اکثریت چارهای نداره جز اینکه از اون اقلیت اقلیت تبعیت کنه باز مسئله این نیست که این نگاه دموکراتیک انسانیه یا غیرانسانیه موضوع این نیست موضوع اینه به نظر میرسه این راسخ بودن اقلیت میتونه مسئله کوردینیشنو حل کنه. بالاخره با همدیگه
هماهنگ میشن یه کاری انجام میدن. وظیفهگرایی میتونه توی نگاهی یه راهحلی باشه که ما رو از بنبست رسیدن به کورینیشن دربیاره.