Skeptic Hedgehog · Transcript · · Updated
تاریخهای موازی – Transcript
Video by Skeptic Hedgehog · Watch the original on YouTube
Summary
AI-generated from the transcript. Verify details against the source video.
- برخلاف تصور رایج، تعداد ارتباطات کمتر در شبکه همیشه بد نیست و در مواقعی مانند بیماریهای همهگیر یا زمان نیاز به تنوع راهحلها کاربرد بهتری دارد.
- هنگامی که جستجو برای حل یک مسئله نیاز به زمان و مقایسه راهحلهای مختلف دارد، شبکهای با ارتباطات کمتر اجازه میدهد نودها به طور مستقل به تفکر و جستجوی خود ادامه دهند.
- در ماجرای قوانین وراثت، مندل این قوانین را در سال ۱۸۶۶ منتشر کرد اما پس از سالها سه نفر به شکل مستقل دوباره به آن رسیدند و کارل کورنس اعتراف کرد که مندل ۳۰ یا ۴۰ سال قبل آن را پیدا کرده بود.

Use this video with Pro
Reading, copying and transcript downloads are free. Create saved AI results for this video with a signed-in Pro account ($9/month).
Transcript
Search ignores accents. All transcript text stays visible.
توی شبکه ممکنه تعداد ارتباطها و لینکها زیاد باشه، ممکنه کم باشه. ظاهراً ما فکر میکنیم که تعداد ارتباطات بیشتر همیشه بهتره ولی لزوماً اینطور نیست. بعضی وقتا تعداد ارتباطات کمتر بهتره. یه نمونهشو ما خودمون تجربه کردیم دیگه. سر بیماریهای همهگیر اگه ارتباطات خیلی زیاد باشه و یکی از نودای شبکه مریض بشه این بیماری به سرعت شبکه پخش میشه و بقیه روم خراب میکنه و همه کل شبکه میخوابه و تو این حالت بهتره که ارتباطات کم باشه. سر کرونام که میگفتن که مثلاً ماسک بزنید و فاصله اجتماعیو رعایت کنید و نمیدونم لاکدان کنید ما میتونیم فرض کنیم که
میخواستن اون لینکها رو قطع کنن که شبکه یه کمی در واقع پراکندهتر بشه و ارتباطات کاهش پیدا کنه. یه جای دیگه هم که میتونه این مسئله مورد سؤال قرار بگیره وقتی که ما برای یک مسئلهای دنبال راهحل میگردیم. یه دوگانهای وجود داره. بعضی وقتا هستش که برای پیدا کردن یک راهحل یک مسئله ما زمان نداریم. دنبال پیدا کردن سریعترین راهحل هستیم که همه استفاده کنن. تو این حالت شبکهای که ارتباطاتش خیلی خیلی زیاده خوبه. تو این وضعیت اگه یکی از نوی شبکه راهحلو پیدا کنه و تو شبکه فریاد بزنه بقیه بلافاصله از اون
خبردار میشن و اون راهحلو اپلای میکنن و استفاده میکنن بهخاطر همین راهحل به سرعت مورد استفاده همه قرار میگیره ولی بعضی وقت هستش که مسئله زمان نیست مسئله این هستش که ما تنوع از راه حلا رو میخوایم که بتونیم بعداً مقایسه کنیم ببینیم که کدوم راه حل بهتره تو این حالت اتفاقاً شبکهای که ارتباطاتش کمتره به درد ما میخوره تو این وضعیت از یکی از نودای شبکه راهحلو پیدا کنه و تو شبکه فریاد بزنه کسی صداشو نمیشنوه کاری که اتفاق میفته اینه که بقیه نودایی که از این راهحل خبر ندارن کماکان به فکر کردن
خودشون به دنبال جستجوی خودشون ادامه میدن و در نهایت میشه راهحلای مختلفو پیدا کرد و با همدیگه مقایسه کرد یه حرف معروفی داره پوپر که میگه که تاریخ یه آزمایشیه که فقط یک بار ران میشه تو این وضعیت اتفاقاً تاریخ یک بار ران نشده انگار ما تاریخهای موازی داریم به تعدادش ندهایی که دارن مستقل کار میکنن تاریخ دوباره تکرار میشه و اونوقت میتونیم با همدیگه مقایسه کنیم یه نمونه عملی هم وجود داره که در تاریخ اتفاق افتاده من اینو اولین بار توی کتاب ان تایمز از پیتر تورچین دیدم در مورد قوانین وراثت ما الان
میدونیم که قوانین وراثت به نام گرگرو مندل ثبت شده دیگه ولی ظاهراً یهکم پیچیدگی داشته تو قضیه مندل این قوانین روو سال ۱۸۶۶ پیدا کرد و منتشر کرد ولی کسی آقا رو اصلاً به فلان خودشم حساب نکرد و در نهایت کسی تحویلش نگرفت خبرم کسی از این قضیه نداشت تا اینکه زمانهای موازی اتفاق افتاد و حدود ۳۰ ۴۰ سال قبل حدود حوالیه سال ۱۹۰۰ این سه نفر همزمان تقریباً در یک رقابت خیلی فشرده به قوانین وراثت رسیدن دوپریس کورنس و شرماک و داشتن
با همدیگه رقابت میکردن که این قوانینو به نام خودشون ثبت کنن خیلی ساده ما میتونستیم امروز در مورد قوانین وراثت مثلاً کرنسی صحبت کنیم نه مندلی ولی یه اتفاقی افتاد که آقای کارل کورنسو کرد اون نفر مورد علاقه من که تو این رقابتی که با اون دو نفر دیگه داشت داشت تلاش میکرد به نام خودش ثبت کنه و بعد تو یه لحظهای فهمید که همچین اتفاقی نمیتونه بیفته و باز نمیتونه برنده بازی باشه و طبق این قانون کلی که دیگهای که برای من نجوشه میخوام سر سگ توش بجوشه رفت اعتراف کرد که ببین این چیزایی که ما داریم دنبالش
میکردیمو ۳۰ ۴۰ سال قبل مندل پیدا کرده بود و به نام اون ثبت کرد در واقع اگه قرار نیست من برنده باشم نمیدم تو هم برنده باشی و اینطوری بود که ما الان قوانین وراثتو به نام مندل میشستیم. یعنی تاریخهای موازی اتفاق افتاد و این ۳ نفر به شکل مستقل به راه رسیدن.